لطفا یک منو را به مکان منوی اصلی زیر اختصاص دهیدمنو

رابطه و ازدواجسبک زندگی

پایان دادن به مشاجره

Ending the controversy

در زندگی زناشویی، رابطه دوستانه و هر ارتباطی امکان ایجاد مشاجره وجود دارد. مهم است که بدانیم چگونه می توانیم مشاجره را پایان دهیم و یکدیگر را درک کنیم؟ یکی از رایج ترین دلایل مشاجره بین افراد راه ارتباط افراد است. اغلب اوقات مشاجره به دلیل متفاوت بودن عقاید و باور های بالا می گیرد و همچنین از نحوه ی بیان افکار ما و اختلاف ارتباطات است. در ادامه با روانشناسی برتر همراه باشید.

سرزنش و گاهی اوقات حتی تهاجمی بودن صدا می تواند به بیان ما نفوذ کند، که به جای همکاری باعث مقابله می شود و نوعی روش (روش من یا هیچ) را به همراه دارد.

در ادامه ۴ پیشنهاد مفید را مشاهده می کنید که در تصحیح مهارت های ارتباطی و کمک به درک دیگران می توانند موثر باشند.

۱٫ درباره ی اهداف دیگران کنجکاو باشید

اغلب مشاجره ها به دلیل این است که ما تمایل به ارزیابی کارهای خود بر اساس هدف هایمان داریم، شکل می گیرند با این حال ما دیگران را با اعمالشان قضاوت می کنیم.
فرض کنید در یک مکالمه حساس چیزی را که دوست نداشتید شنیدید، ناگهان در حالت دفاعی یا پرخاشگر قرار می گیرید، حتی بدون این که بخواهید چیزی بیشتری از آنچه که دیگران می خواهند به شما بگویند بشنوید. برای حل این موضوع، خوب است که مانند کنجکاوی کودکانه سوال بپرسید، مثل اینکه چیزی نمی دانید.

در اینجا سوالات قرار دارد که در انجام این کار کمک می کنند:

  • چگونه این اتفاق افتاد؟
  • می توانی درباره ی آن بیشتر صحبت کنی؟
  • برای سر درآوردن از آن چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

بگذارید یکی از سوالات را به دو صورت مطرح کنم. به عنوان مثال من از حرف شما ناراحت شدم. می توانم سوال ” چرا این حرف را میزنی؟” بپرسم یا بگویم ” چه چیزی باعث شده این حرف را بگویی؟”.

آیا می توانید تفاوت بین دو سوال را احساس کنید؟ آیا احساس نمی کنید که سوالات با کلمه ی “چرا” به نظر بیشتر حالت اتهامی دارند؟

زمانی که سوالی با “چرا” می پرسید افراد احساس سرزنش می کنند و در پی آن، یا به طور کلی ساکت می شوند و یا به حالت دفاعی در می آیند و تلاش می کنند تا به خود حق بدهند. در این میان، سوالاتی با” چه” دعوت به بحث و ارتباط شفاف می کنند. این سوالات تعادل، هارمونی و آرامش را به مکالمه ای حساس می آورند.

در واقع، ما آنچه را که درک نمی کنیم قضاوت می کنیم بنابراین من مطمئن می شوم که همه چیز را می دانم. افراد تنها می توانند مسئول حرف هایی که می زنند باشند نه آنچه که می فهمند. و هیچ کس هم ذهن خوان نیست.

۲٫ هنر گوش دادن را تمرین کنید

گاهی اوقات تنها کاری که باید در موقعیتی مانند دعوا یا مخالفت انجام دهیم گوش کردن به حرف های دیگران با دقت و کنجکاوی، توجه و محبت است. در جهانی که افراد دوست دارند در مورد خود صحبت کنند، توانایی گوش کردن به فردی دیگر از روی عشق است.

اکثر افراد با هدف درک به شما گوش نمی کنند، آنها با هدف پاسخ دادن گوش می کنند. (استیون کاوی)

۳٫ خواسته ها و نیاز های خود را قاطعانه بیان کنید

هیچ گاه خواسته های خود مبنی بر پرداخت قاطعانه را بیان نکردم. فکر میکردم این موضوع منع شده یا خجالت آور است. واقعیت این است که گاهی در زندگی ما به آنچه که می خواهیم نمی رسیم فقط به این دلیل که آن را درخواست نمی کنیم.

قاطعیت بیان مستقیم افکار و احساسات ما است در حالی که به حق دیگران در بیان خود احترام می گذاریم. این کار شکلی از احترام گذاشتن به خود و در عین حال به دیگران است.

ارتباط قاطعانه چیست؟

اذعان رفتاری از روی اعتماد و احترام است که از طریق ترکیبی از کلمات (فکر می کنم، بر این باورم، می خواهم)، با صدایی واضح و شفاف و زبان بدن (صاف ایستاده) بیان می شود. افراد قاطع توانایی بیشتری در حل مشاجرات و راه حلی برد-برد دارند. آنها حل کننده های بهتری هستند و استرس کمتری دارند.

ارتباط منفعل چیست؟

ارتباط منفعل همراه با قرار دادن نیاز های دیگران به جای نیاز های خودمان است. اینکه بگذاریم دیگران سر به سر ما بگذارند، و یا اینکه خود را برای بالا بردن دیگران و دادن حس بهتر به آنها کوچک کنیم، می تواند از مثال های ارتباط منفعل باشد.

ارتباط تهاجمی چیست؟

ارتباط تهاجمی افکار و آرزوهای ما را به دیگران تحمیل می کند(شما باید…، بهتر است…، چگونه این طور فکر می کنی؟)

یکدیگر را درک کنیم

۴٫ پذیرای نقطه نظرات مختلف باشید

زمانی که پا به این دنیا می گذاریم هیچ چیز نمیدانیم. ما همه محصولی از جوامع و فرهنگ هایی هستیم که ما را بزرگ کردند (خانواده، مدرسه، دین، یا سیستم سیاسی). از آنجایی که فرهنگ ها و جوامع متفاوت هستند، انتظار می رود که با ارزش های متنوع یا سیستم های باوری مختلف روبرو شویم.

همانطور که رنه دکارت شرح داده، انسان ها “حیواناتی اجتماعی هستند” و همه ی ما نیاز اساسی به اجتماع داریم. زمانی که افرادی مانند خودمان در اطرافمان باشند احساس آسایش بیشتری می کنیم. هر زمان که با فردی مکالمه دارم که افکارش با من متفاوت است، سعی می کنم موضوعات را شخصی نکنم. امروز می دانم که همیشه حق موافقت و مخالفت دارم.

افراد نیز حق تغییر عقاید خود را دارند. با رشد و نمو، ذهنیت و چشم انداز ما به زندگی هم می تواند تغییر کند. به عنوان مثال: سال های پیش، شخصیت گذشته ی من آن دوست عزیز را به دلیل اینکه میگفت می تواند راه زندگی خودش را تعیین کند، سرزنش میکرد. شخصیت جدید من این موضوع را قبول کرده است: من باور دارم همه چیز در زندگی انتخاب شخص است و ما خلاصه ای از تصمیمات خود هستیم. جالب است که عقیده ای که زمانی من را ناراحت میکرد اکنون این چنین زیبا است.

من این فکر را که ما در دنیایی زندگی می کنیم که ترس، نفرت، عصبانیت، و جدایی قسمتی از عصر مدرن است، رد می کنم. من فکر می کنم که مادر زمین نیاز به انرژی و عشق ما برای التیام دارد: عشق و درک بیشتر، قضاوت کمتر و محبت بیشتر، کمتر بگیریم و بیشتر ببخشیم، رقابت کمتر و همکاری و توجه بیشتر.

اگر مردم را قضاوت کنی زمانی برای عشق ورزیدن نداری. (مادر ترزا)

گوناگونی برای تغییر افکار و رشد نهایی لازم است. احترام به تفاوت ها نشانه ای از توجه به خود و راهی برای بهتر شدن دنیا به عنوان جایی برای زندگی است. روح ها گذرنامه ندارند. گذرنامه هایی که برای ما در زمان تولد ثبت شدند. آسیب زدن به تو به معنی آسیب زدن به خودم است. عشق به تو به معنی عشق به خودم است. در ذات و فطرت همه ما یکی هستیم.

منابع

ارسال پاسخ

ravanshenasibartar
سلام . به وب سایت روانشناسی برتر دات کام خوش آمدید . امیدواریم شما کاربر همیشگی سایت برتر باشید . با ارزوی بهترین ها